به گزارش خبرگزاری حوزه، اخلاق عملی، کیمیای گمشدهی روزگار ماست؛ جایی که فاصلهی میان «گفتارِ عالمانه» تا «رفتارِ مؤمنانه» محک میخورد. تاریخ علمای ربانی، سرشار از لحظاتی است که تئوریهای اخلاقی در بوتهی عمل آزمایش شدهاند و داستان مواجهه علامه نراقی و سید بحرالعلوم، یکی از درخشانترین تابلوهای تجلی اخلاق دراماتیک و زیستِ مکتبی است.
متن کامل این روایت پیشروی شماست؛ به امید آنکه مورد توجه و بهرهمندی شما مخاطبان فرهیخته و ارجمند قرار گیرد.
نگارش کتابی که سالها بعد دستِ مرجع بزرگی در نجف بیفتد، یک چیز است؛ اما اینکه خودِ نویسنده تا چه اندازه به کلماتش پایبند باشد، چیز دیگری است.
ملا مهدی نراقی کتاب گرانسنگ جامعالسعادات را نگاشت. هنگامی که سید بحرالعلوم در نجف آن را خواند، چنان شیفتهاش شد که آرزو کرد نویسنده اثر را از نزدیک ببیند. اتفاقاً پس از مدتی ملا مهدی به نجف آمد. علما یکبهیک به دیدارش شتافتند، اما سید بحرالعلوم به دیدار او نرفت.

بار دوم نیز همین رفتار سرد تکرار شد. همه در شگفت بودند، اما ملا مهدی نه گله کرد و نه دلگیر شد.
سرانجام در بار سوم، هنگامی که ملا مهدی برای خداحافظی رفت، سید بحرالعلوم با احترامِ تمام به استقبالش آمد و راز رفتار خود را فاش کرد:
«کتابت را خواندم و بینظیر بود؛ اما خواستم ببینم خودت به آنچه نوشتهای عمل میکنی یا نه. دیدم بله، پایبندی!»
این آزمون، آزمونِ علم نبود؛ آزمونِ اخلاق بود. علمی که در رفتار صاحبش تجلی نیابد، تنها بر روی کاغذ باقی خواهد ماند.










نظر شما